Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for مارس 2010


همسر آقای نوری زاد در مصاحبه با سایت جنبش راه سادات (جرس) جمله بسیار عجیبی بیان کردند که هم با مزه بود و هم عبرت آموز : » تداوم بازداشت نوری زاد توجیه قانونی ندارد«. بنده خیلی سعی کردم بفهمم که مخاطب این بانوی محترم کیست. ابتدا به نظرم رسید که شاید ایشان دارد با مصاحبه کننده درد دل میکند. به هر حال سایت جرس (هم به لحاظ ظاهری هم در محتوا) شباهت شدیدی به تکایا و هیئتهای متوسلین به حضرت زهرا دارد و آدم را یاد روضه علی اکبر و مراسم حزن انگیز میاندازد و طبیعی ست که مصاحبه شونده احساس کند دارد در یکی از اماکن متبرکه با یک امامزاده غریب راز و نیاز میکند.

حدس دومم مردم بود. یعنی فکر کردم لابد ایشان طرف صحبتش میلیونها آدم بی آزار و زبان بسته مثل من و بقیه ملت شریف است که نشسته ایم به حرفهایش گوش میدهیم و بر و بر نگاهش میکنیم و نهایتا ممکن است بگوییم :» حالا یعنی اصلا هیچ توجیه قانونی نداره ؟ چی میشه گفت خانم، خدا خودش به خیر بگذرونه».

اما ناگهان نوعی حالت کشف و شهود به من دست داد و گمان بردم که احتمالا ایشان حکومت اسلامی را (یعنی خداوند و حسین طائب و امام زمان را) مخاطب قرار داده اند. این بامزه ترین حدسی بود که میشد زد ، چون من در یک لحظه حواسم رفت پی صحنه های روحانی ؛ مجلسی را در نظر آوردم آماسیده از شرع و نور ، فضایی که قداست از هفت چاک آن میچکید. روی تختی از جنس معراج ، خداوند (یا همان «پدر مهربان» بقول نوری زاد) با عبای سفید و دست چلاق نشسته بود و یکی از عناصر ۱۲ ساله و نایاب تشیع معروف به مهدی مقابلش زانو زده گوشه عبای او را میبوسید در حالیکه عده ایی بزمچه مطهر ، فرشته وار و عاشقانه ، گرد او میخزیدند و پایه های تختش را میلیسیدند. حالا به نظر شما اگر کسی بخواهد وسط این معرکه دینی و در چنین مجلس با عصمت و طهارتی حرفهای غیر الهی و بی ربط و صد من یک غاز و لائیک (مثل «پیگیری حقوقی» یا «توجیه قانونی») بزند خداوند و بزمچه های معصومش حق ندارند از خنده غش کنند؟

مطمئنم که همسر آقای نوری زاد اگر چند دقیقه با خودش خلوت کند (و این جرس اینقدر جیغ و داد نکند) حتما صدای ریسه رفتن خداوند را از خیابان پاستور میشنود.

البته عوامل زحمتکش جنبش راه سادات – جرس – (از مسیحی و نبوی گرفته تا مهاجرین و انصار) چندان در بند غش و ریسه رفتن هیچ تنابنده ایی نیستند . این عزیزان که هر ماه ۱۵ روز مثل لیره ترکیه خبر مفت چاپ میکنند و طی ۱۵ روز باقیمانده همان خبر ها را (تازه با هزار نیش و غمزه و کنایه) تکذیب و ماستمالی میکنند و طبیعتا تداوم این همه بشور و بساب قسمتهایی از پوست آدمیزاد را ضخیم میکند ، همچنان امید دارند که چنانچه چندین سال به زاری در مقابل آستان ولایت گردن کج کنند و با استغاثه بر در رحمتش بکوبند شاید فرجی شود و خداوند مکار دلش نرم شود و اجازه دهد که ، مانند روزهای آفتابی و قشنگ گذشته، به سر جای خود برگردند – خبرنگار پارلمانی و وزیر و وکیل و طنز نویس و ملا و مستند ساز صدا و سیما دوباره به میزها و اتاقهایشان سلام کنند و در سایه توجهات ولی عصر دم به دقیقه توی دهن آمریکا و اسرائیل مشت بزنند و جمهوری نازنین اسلامی را (که حاصل خون شهیدان و دسترنج پدرانمان است) همینطوری نم نم و سر فرصت (!) بسازند و آباد کنند.

در واقع اهالی هیئت متوسلین به صدیقه کبری (جرس) با خود خداوند مسئله خاصی ندارند – نا سلامتی خودشان یک زمانی در کریدورهای عرش تردد داشته اند و خرشان تا دم پایه تخت کبریا هم میرفته – ایشان بیشتر با بزمچه های خداوند مشکل دارند و کل قضیه سوء تفاهمی بوده از سر ناسپاسی و بی بصیرتی که انشالله بزودی مرتفع خواهد شد. به همین دلیل تا اطلاع ثانوی از هیئت متوسلین به جز نوحه علی اکبر و لطیفه های «توجیه قانونی» قرار نیست صدای خاصی شنیده شود. البته بشور و بساب (و ضخامت و این قضایا) که طبق روال ادامه خواهد یافت و گاه در زنگهای تفریح ممکن است به کوری چشم دشمنان فلسطین سرود «چرا مسؤولین اقدامی نمیکنند» یا «ای کاش مسؤولین جای خالی و نرم و لطیف یک دولت صلح مهربان و دوستداشتنی را روی پروانه های احساسشان حس میکردند» از کانال ابریشمین جرس پخش و موجبات نرمایش خاطر ملت و غش و ریسه رفتن رهبر دزد و فرزند قالتاقش را فراهم خواهد آورد.

Advertisements

Read Full Post »

دوست داری چه جوری بخوریمش؟

سال ۱۳۸۹ با فرمان خجسته مقام معظم ره بری در خصوص راهزنی مضاعف و چاپیدن اساسی و تلاش مضاعف در کوبیدن دو بامبی توی سر مردم به میمنت و سلامتی آغاز شد. به همین مناسبت رئیس جمهور خوش اندام جنتی در اولین اقدام مضاعف ، تکروی و تکخوری را شرعا حرام اعلام کرد و تصمیم به ساماندهی وضعیت چاپیدن نفت کشور به شیوه گروهی و دوستانه گرفت.

در همین راسته ، پروفسور محمد رضا رحیمی به عنوان سر دسته دزدها به ریاست «کار گروه نفت» منصوب شد که این خبر موجب از بین رفتن تمام دلخوریهای ده ماه گذشته ، دلجویی از آسیب دیدگان , ترمیم وجهه نظام ، خوشنودی دانشگاه آکسفورد، و رضایت خاطر باجناق امام زمان گردیده و موجی از شادی روح مرحوم دکتر کردان و آرامش را به کشور باز گرداند. ضمنا دکتر محمود جنتی نژاد برای محکم کاری و ایجاد اطمینان در کف و بدنه قایق سرگردان نظام در اقیانوس نفت مملکت (و اینکه اصلا مو لای درز عسلویه یا پارس جنوبی نرود و کلیه ایرانیان – اعم از بی عار و زندانی و فراری – خیالشان از هر جهت راحت باشد) رحیم مشایی را به عنوان نماینده مارگیران ایالت راجستان در کابینه امام زمان ، ور دست پروفسور رحیمی نشاند. در نتیجه نه ما شهرستانی ها و نه هدیه تهرانی الان هیچ نباید به دلمان بد راه بدهیم چون به فضل پروردگار یک کارگروه کاردرست و مطهر شلنگ نفت را توی دستش گرفته و با آن کار مضاعف میکند و حالی میکنیم امسال که بیا و تماشا کن.

Read Full Post »


نمیدانم چند نفر از کسانی که این نوشته را میخوانند تا بحال اسارت در چنگال سپاه اسلام را تجربه کرده اند. به کلانتری کاری ندارم ، مقصودم اسارت سیاسی و عقیدتی ست. در مقدمه , علیرغم استحضار همه دوستان , باید عرض کنم که قشون اسلام بد جانوری ست (از بسیج که جزو لات ترین و پست ترین لایه هاست تا حفاظت اطلاعات قوه قضائیه تا دادستانی و وزارت گمنام – که البته حالا همگی به فضل الهی کاملا یک کاسه شده اند و کل کشور را همان حفاظت اطلاعات سپاه با هدایت حجت السلام حسین طائب اداره میکند) و هزار و یک جور خصیصه دارد که اغلب مردم کم و بیش با آنها آشنایی دارند.

مثلا یکی از بارزترین ویژگی های سپاه اسلام اعتیاد و آلودگی شدید به جنسیت است. هر آدم ابلهی حتی اگر کور هم باشد دیگر تا الان فهمیده است که سرداران این سپاه به هیچ چیز و هیچ کس رحم نمیکنند – از زن و دختر گرفته تا پسر و زن شوهر دار – حرصشان تمامی ندارد و عین هر اعتیاد دیگری ، هر چه بیشتر مصرف میکنند عملشان بالاتر میرود. سنت به دام انداختن مردان متمول برای تصاحب زن و ثروتشان ، سنتی ست با قدمت سی ساله و خشت نخست بنای کاخ دادگستری و دادستانی و قوه قضائیه را از همان زمان امام راحل بر بنیان همین سنت نهاده اند.

یا مثلا دزدی که جزئی از ذات سپاه اسلام شده است ؛ البته منظورم اختلاس و چاپیدن منابع ملی نیست ، چون غارت در سطح کلان که اصولا فریضه محسوب میشود ؛ مقصودم همین دزدی های معمولی ست ؛ زدن خانه ها و بردن اموال و کشتن صاحب مال ( از حق نباید گذشت که در این مقوله نیروی انتظامی سپهسالار سپاه اسلام است ، بویژه اطلاعات ناجا – یعنی همان ناجنسخانه ایی که سردار نقدی رسم سهل و سودآور سرقت از منازل و محله ها را در کل ساختارش نهادینه کرد). دزدانی که به زندان می افتند همگیشان سارقینی هستند که با نیرو «هماهنگ» نبوده اند و یا سواد و شعور و لیاقت کار با دادستانی را نداشته اند.

در مورد بیرحمی و میل جنون آمیز سپاهیان اسلام به آزار و جرح و شکنجه و اعدام هم که هر چه بگویم تکراریست و توضیح واضحات – خواهرزاده هفت ساله من نیز در این زمینه کلی اطلاعات دارد چه برسد به شما خوانندگان فهیم که گوشتان پر است از روایات شقاوتها که سپاه اسلام در حق مسلمین روا داشته و لابد بعضی تنتان نیز کبود است از کرده های این قشون.

اما آن خصیصه بارزی که قشون اسلام را از دیگر تفنگ بدستان و زندان داران دنیا متمایز میکند مسلمان بودنش است. آنها که حبس کشیده اند میدانند که افسران و سربازان این قشون (اعم از بازجو و زندانبان و کیفر خواست نویس) روزی که رهایت میکنند به جد از تو حلالیت میطلبند و همواره اصرار دارند که تو بدانی که با حکم شرع داغت کرده اند ، که مامور دین خدایند و معذور به آزار تو.

اتفاقا بنده و امثال من (برعکس شیخ شجاع اصلاحات یا میر حسین عزیز) مشکلمان نه شقاوت سپاه اسلام است و نه دزدیهای هر روزه که به جان و مال و ناموس مردم روا میدارند. درد ما مسلمان بودن این سپاه است. حرف ما اینست که آقا جان ، لابد در این متن مقدس خمیر مایه ایی ، استعدادی ، و زمینه ایی هست که پایورانش چنین با شدت و مستمر میزنند و میکشند و میبرند. مگر با عوض کردن بازیگران صحنه میشود مضمون نمایش را تغییر داد؟ آخر نگونبخت انسانمداری مثل من که جز عقل و استدلال هیچ عقبه الهی دیگری ندارد چطور میتواند با متنی که مدعیست ماتحت آسمان پاره شده و این دردانه به عنوان ختم حجت بر بشریت به زمین افتاده مقابله یا محاجه یا همزیستی مسالمت آمیز کند؟

و مگر شما عزیزان (از مسلمان معمولی بی آزار گرفته تا ظلم ستیزان پاکباخته ایی چون کروبی یا روشن اندیشان فرهیخته ایی مانند سروش و آن مجتهد گرانقدر شبستر) تا کنون چه جوابی به پرسشهای بیشمار ما داده اید؟ جوابهایتان را از حفظم:

– اینها مسلمان نیستند ؛ اسلام را مصادره کرده اند ؛ تفسیر نا صواب کرده اند از اسلام

– چرا به اسلام گیر میدهید ؛ چرا فقط به آن بخش رعب آور و بی تسامح متن مقدس (که اکنون دستاویز مسلمین حاکم قرار گرفته) استناد میکنید ؛ نمیبینید که تمام سوره ها با یاد مهربانی خدای اسلام آغاز میشود ؛ کورید؟ لا اکراه فی الدینش را ندیده اید؟

و ما پیر شدیم از بس که در پاسختان چند سوال ساده کردیم و جواب نگرفتیم که :

– باشد ، قبول. ولی آیا تا کنون مدل غیر مصادره ایی از اسلام در جایی سراغ کرده اید؟ یک نمونه اش را محض رضای خدا نشانمان داده اید؟ (فقط جان مادرتان ما را به حکومت علی حواله ندهید که مرگ همین سید احمد یادگارنسب و زبان بسته خودمان که در سنه ۱۳۷۳ اتفاق افتاد در هزار هاله و محجوبه ابهام قرار دارد چه برسد به بساطی که ۱۴۰۰ سال پیش در صحرای بی فرهنگ و علف عربستان زیر سایه خار و خیمه در قلمرو پشگل و زنگوله شتران بر پا بوده است).

آخر چند بار میشود گندیدن سیب را به عوامل پیرامونی و نابکاری باغبانان نسبت داد؟ یعنی تا ابد محکومیم که نگوییم و حتی گمان نبریم که لابد کرم از خود درخت است ؟ یعنی آسمان زیر و رو میشود اگربپرسیم که چرا این سیب همیشه میگندد ؟ چرا این متن طوری ختم حجت بر بشر کرده که هر کس قصد سمپاشی و دفع آفات داشته قتلش واجب عینی شده ؟ و اصلا چه معنی دارد که یک باغ اینهمه مستعد گندیدن و فساد باشد؟

– باشد ، قبول. حق با شماست و بخشی از متن بسیار زیبا و رحمانیست. من هم مثل شما لذت میبرم از شکوه و مهربانی عمیقی که در افق برخی آیات میدرخشد و روح انسانی ام را به وجد میآورد و همراهشان تا عرش کبریا پرواز میکنم (حالا بماند که چند خط آنسو تر با مغز به زمین گرمم میکوبد و تمام نشئه و لذت روحانی ام را تباه میسازد ) اما منظورتان از این استدلال سست بنیاد چیست؟ بخشی از متن سراسر رحمت است ، خب که چه ؟ این هم شد جواب ؟

آیا دعوت میکنید ما را که آن نیمه ترسناک را فعلا نادیده بگیریم ؟ شاید هم از نظر شما تاریخ مصرف آیات حرب و قتال منقضی شده و تاکیدات مکرر قرآن به کشتار دگر اندیشان تا رفع کل فتنه (و پاک شدن زمین از نحوست هر آنکه آئینی غیر از اسلام اختیار کرده باشد) بکلی منسوخ است. اگر چنین می اندیشید و به تبعات اندیشه تان پایبندید که بنده از اساس مخلص شما و دینتان هم هستم. آیا حاضرید از آن نیمه خونبار و انسان ستیز برائت بجویید ، اوراقش را از متن جدا کرده در آتش اندیشه و غیرت انسانی بسوزانید و به خود و جهانیان اعلام کنید که دین ما دین رحمت است این هم سندش ؟

اگر پاسختان منفی ست (که هست) و همچنان اصرار به فریب خود و قضاوت فطری تان دارید ، دیگر به ما خرده نگیرید که چرا از میان اینهمه تباهی و شرارت که سپاه اسلام بدان مفتخر است بیش از همه با مسلمان بودنش مشکل داریم. چاره درد بیدرمان سرزمین ما به زیر کشیدن این شخص و بر ساختن آن فرد نیست. خانه از پایبست ویران است. مگر همین چند روز پیش نبود که سپاه فاسقین انقلاب اسلامی به فراکسیون لواط کاران مجلس شورای اسلامی اطمینان داد که جنایت ما عین دیانت ماست و هیچ رذالتی در این عالم نیست که اسلام عزیز آن را برای ما فرض که سهل است ، فریضه مقدس قرار نداده باشد ؟

نگرانی ما کمی فراتر از اشخاص رفته است. انگار کم کم داریم منظور مولوی را درک میکنیم که فرمود:
اول ای جان دفع شر موش کن
وانگه اندر جمع گندم کوش کن!

Read Full Post »

یاران حضرت حجت در روز ظهور


سرانجام سی سال پس از چاقو کشیهای الهی و الواطی های اسلامی در محله زیر گذر امام زمون ، ژنرال داوود پیر چشمیان فرمانده نیروهای علاف آمریکا از شاخ آفریقا تا سم آسیا ، به دیدار فرید الدین زکریای نبی در صومعه سی.ان.ان. شتافت و به حالتی رازآلود در گوش زکریا گفت : غلط نکم جمهوری اسلامی همچین بفهمی نفهمی دارد از شکل یک حکومت دین سالار خارج میشود و آهسته و خرامان میرود به سمت یک حکومت اوباش سالار.

به میمنت بیرون افتادن این راز از پرده ، ملت مشتی و بی خیال ایران که بنظر میرسید وقت سر خاراندن هم نداشتند به مدت یک دقیقه دست از خرید نوروزی کشیدند و یکصدا جیغ زدند: نه ! راست میگی سرهنگ؟ حالا تو مطمئنی؟

در همین راستا پروفسور علی لاریجانی ریاست محترم قوه مقننه در یک سخنرانی دلنشین در پارلمان ایران ضمن تبریک میلاد با سعادت یکی از تروریستهای اسد آباد گفت : دولت آدمکش مادر قحبه و دیوث آمریکا به اونجای ننش خندید که گه زیادی خورد و عربده کشی کرد. همانگونه که رهبر معظم انقلاب فرمودند ، آمریکا کلا بی ناموس است و این مرتیکه عوضی هم درست مثه اون زنیکه لکاته دوره گرد که چیلیک چیلیک راه افتاده بود دور منطقه هدفش اینه که مارو خراب کنه ؛ یکی باید به شوهر قرمساق این ضعیفه بگه برو جلو زنتو بگیر. ریاست محترم مجلس سپس به تشریح دیدگاهای علمی رییس جمهور محبوب کشورمان در باب خرد کردن تره و شیوه های دودر کردن دشمنان اسلام پرداخت که از سوی نمایندگان با کوبیدن پنجه بوکس روی میز و هلهله «ایول ، ایول» مورد استقبال قرار گرفت.

به همین مناسب قرار شد به منظور کم کردن روی سرهنگ داوود و دوره گردان لکاته ، کلیه سران نظام فرداشب دعای پر فیض کمیل را در حسینیه بیت رهبری برگزار کنند و آقایان دکتر حاج منصور ارضی و دکتر حسین الله کرم به اتفاق تنی چند از اساتید برجسته دانشگاه خرخره شناسی شهید خلخالی — آیات عظام اژه ای ، روانبخش ، علم الهدی ، و شجونی (ع) — به تبیین دیدگاهای بشر دوستانه امام خمینی (ره) و ذکر مناقب و صفات علمی حضرت علی اصغر بپردازند. ضمنا در اواسط مراسم به رسم یادبود جایزه ویژه هنر و ادب اسلامی توسط دکتر کلهر گیس بلند به نیابت از مقام عظمای ولایت به یکی از دختران روحانی بنام فاطمه زهرا رجبی اعطا گردیده و شاعره مزبور آخرین سروده خود را با عنوان «خاتمی ، ای دیوث رذل» برای دوستداران اهل بیت پیغمبر به شیوه ترتیل قرآنی قرائت خواهد کرد. در خاتمه نیز یادگار رهبری و امید امت و وارث شریعت مصطفی ، حضرت مجتبی خامنه ای (ص) با اعطا نشان طهارت به سردار رشید اسلام حسین طائب و ۱۴ تن از معصومین بسیج دانشجویی جهت جانفشانی در عملیات فتح المبین و راست کردن دین خدا در سطح شهر تهران و حومه مشت محکمی به دهان یاوه گویان خواهد کوبید تا بی جهت در ماهیت دینسالار و مطهر جمهوری اسلامی تشکیک شیطانی روا ندارند.

Read Full Post »

نرمایش فرهنگی

در آستانه فرا رسیدن بهار قرآن (نوروز سابق) و به منظور جلوگیری از افزایش بی رویه نرخ فرهنگ و انسانیت ، سپاه پولداران انقلاب اسلامی طی همایشی نرمایشی یک کانتینر قاری قرآن (معادل ۱۸ هزار کیلو پاسدار) را پس از وزن کشی و متراژ مواضع روانه جبهه های نرم بچه های مردم کرد. سردار ترتیب دوم آسودی ، معاون تزریقات لولهنگی و انهدام فرهنگی سپاه در هنگام بدرقه کانتینر از فرط خوشحالی در همان کنار جاده به نواختن ساز و دهل پرداخته و به جنگجویان فرهنگدوست مسلمان بشارت داد: هر جنگی ساز و کار خود را داراست و ساز و کار جنگ نرم نیز ساز و کار فرهنگیست و عناصر آن هم عناصر فرهنگی و بخصوص نخبگان هستند و به تعبیر رهبری ، نخبگان فرهنگی فرماندهان و افسران این جنگ هستند» که همان افسران سپاه باشند که سازشان را رهبر میزند و کارشان را این عزیزان در کمال فروتنی توی زیر زمین خیابان وصال نرم نرمک انجام میدهند.

آسودی در مورد سود حاصل از همایش نرمتنان جنگاور و لزوم بارگیری ۱۸ هزار کیلو گوشت نرم قرآن خوان در شرایطی که قیمت گوشت گرم گوسفندی سر به فلک کشیده و امت عیالوار اسلام برای قاتق نان سنگک در ماست کم چرب میهن هم با بلیه حقوق بشر ماهانه مواجه است (که البته از حق نباید گذشت که سپاه و دولت در این مورد اخیر کاره ایی نیستند و ریشه این گرانی بدون یک ذره تردید به شبیخون فرهنگسنگی دشمنان بهایی و گوردن براون در انجمن اسلامی دانشگاه حربشناسی دامغان مربوط میشود) و نرخ بیکاری آنقدر بالا رفته که جوانان رشید برای سرگرمی و تمرین تیر اندازی سایه اهل بیت را با تیر کمان میزنند ، با نگاهی به دفترچه حساب بانکی اش در مالزی گفت:

حقیقتا هیچ سازمانی امروزه به اندازه سپاه از این حجم عظیم و گسترده و میلیاردی و چرب و چیل و بی حساب کتاب و دبش برخوردار نیست و ما پیش خودمان حساب کردیم که برای بلند کردن همه جای اسلام عزیز و نزدیک کردنش به فرج امام زمان ، سپاه باید از این موقعیت به خوبی استفاده کند. به هر حال نخبگی و کارعلمی و فرهنگی فقط این نیست که در سمنان کرم و موشک و در دوبی برج و ویلا هوا کنیم یا در جزائر ماکائو جنده خانه و کازینوی اسلامی بسازیم. مقام معظم رهبری (با آن بصیرتی که ایشان دارند که من حالا نمیدانم فرصت هست اینجا همه اش را برایتان تعریف کنم و یا اصلا تا بحال از بصیرتشان تعریفی شنیده اید یا نه ؟ چون یکی از شباهتهای عجیبی که معظم له با علی و پیغمبر و بویژه خدا دارند مظلومیت ایشان است و این مهر سکوت مشکوک و شیطانی که متاسفانه تمام کشور را فرا گرفته و هیچکس لام تا کام در باب بصیرت مولایمان کلمه ایی بزبان نمیآورد که جا دارد من به سهم خودم بخاطر ظلم و جفایی که بواسطه این سکوت ناجوانمردانه و بی بی سی در حق معظم له روا میشود به دامن جده شان بی بی فاطمه پناه ببرم) باری ، معظم له همین کاستی های فرهنگی را دیدند که دستور فرمودند (با آن بصیرتی که ایشان دارند) که ما کمی از کرم و فضا فاصله بگیریم و ظرفیتهای سپاه را بکار بگیریم و جوانان را هم بگیریم و برعکسشان کنیم و نرم جنگ کنیم و این شد که بنده با هماهنگی واجا و ناجا و بهداری جمکران گفتم کانتینر را به فضل الهی تا سقف ۱۸ تن بار کنند. انشالله از همین امشب قرار شده در تمام جبهه ها کلیه ادوات جنگی ( اعم از شنود و کیهان و قاسم و باتون و روانبخش و بطری و دولت آبادی و گرداب و طناب دار و طائب ) از جنس نرم باشد و تمام عملیات جنگی و تک های نیمروزی و پاتک های شبانه نیز به نیت قرارگاه خاتم الانبیا همراه با تلاوت قرآن کریم باشد تا نرمی مورد نظر مقام معظم رهبری تامین گردد.

Read Full Post »

کشتی نجات

آیت الله خداوند سبحان (معروف به خیر الماکرین و اند پدر سوخته ها) که چندی پیش بلم جماران را ویلان و سرگردان در آبهای بندر عباسریگی به امان ماهیگیران اسلام رها کرده بود، در ابتکاری الهی و بامزه ناو شکن نوح را در سواحل کم عمق و کوسه پرور خبرگان به آب انداخت و از میان جانوران خوش اندامی که در ساحل نجات چرت مطبوع میزدند هول هولکی چند جفت بواسیری انتخاب کرد و انداخت توی کشتی و گازش را گرفت و ضمن ویراژ دادن وسط حوض نجات , نسبت به موسوی و کروبی که برای خاتمی قلاب گرفته بودند تا از دیواره کشتی بالا برود و خودش را پرت کند توی دریا جلب حداکثری کرد و گفت: «مگه مرض داری تخم سگ؟ حالا بودید اینجا یه چیزی دور هم میخوردیم دیگه».

بدیهی ست که خدای قبلی (معروف به لات) که اخیرا ملت قالتاق و آشوبگر ایران از نانوا گرفته تا محصل مدام با او حرب نرم میکنند و هر ننه قمری که حد فاصل میدان فردوسی تا انقلاب را پیاده گز میکند حکما قصد جان آن زبان بسته را نیز دارد ، از مراسم قایق پرانی خداوند سبحان دلخور باشد و مراتب این دلخوری بوضوح درجبرایمیلی* که لات از زندان محل استراحتش به آدرسی ناخوانا در خیابان پاستور ارسال کرده هویداست. لازم به ذکر است که بدستور قاضی صلواتی (ص) ، کارشناسان گوربگور شده و گمنام منتسب به یک فرد گمشده ( لاغر با قد متوسط، مو مشکی ۱۲ ساله با پیراهن کنفی بلند تا مچ پا همراه نامه ایی از یک فرد نظامی در جیبش که قسمتی از متن آن در اثر چکیدن مایعی ، احتمالا اشک، ناخوانا ست، بدون علامت مشخصه ، همین چند وقت پیش به قصد بازی سر کوچه از خانه خارج و تاکنون به منزل مراجعت ننموده ، از کسانیکه اطلاعی از چیزی دارند به آدرس ایمیل محمود@جمکران.کام یا وبلاگ علی اکبر جوانفکرفیروزآبادی زنگ بزنند و خانواده مشایی را کلا از نگرانی برهانند و به خوانندگان ما هم کمک کنند که حواسشان باشد که داشتیم میگفتیم به امر یک قاضی که شباهت عجیبی به افراد شرور دارد تعداد نامعلومی کارشناس گمنام ) لات را برای حفاظت از جانش در بند ۲۰۱ ندامتگاه کعبه به صرف فیزیوتراپی و آبگرم و شیرینی به میل خودش نگهداری میکنند و نامبرده مجبور است هر روز از پنجره کعبه عده زیادی شل و کور و کچل را تماشا کند که بی جهت در اطراف منزلش میپلکند و ایجاد مزاحمت میکنند که این منظره دهشتناک موجب بروز سرگیجه و افسردگی لات شده است.

بنده برای رفاه حال مراجع سیستانی و نجف دریابندری از دوستان درخشانی که با ارتش تخمی تخیلی سپاه سر و سری دارند خواهش کردم که قسمتی از جبرایمیل لات را هک کنند تا دشمنان اسلام بفهمند که دنیا به کدام دست کیست و دقیقا کدام قسمت از دل این لات گمنام از اون یکی دست خداوند سبحان خون شده است:

» حضور خداوند مکارسبحان چاچولباز،
با عرض سلام و آرزوی قبولی طامات و جنایات

شنیدم که رفتی وام کم بهره گرفتی و کارگاه زود بازده بلم سازی راه انداختی که این البته به من مربوط نیست چون من اصلا نمیدونم جماران کدوم گوری هست و اسمش منو یاد گناه و بی تربیتی میندازه ، ولی پریروز جبرائیل خبر آورد که برای چزوندن من کشتی نوح ساختی. من که تو این خراب شده دستم از همه جا کوتاهه — حالا درسته که کارشناس پرونده با من خیلی با مهربونی رفتار میکنه و جکوزی هست و شکایتی هم ندارم — اما حقش نبود که این جوری منو ضایه کنی برینی به قصه نوح که واسه نوشتنش کلی زحمت کشیده بودم. آخه مرتیکه الاغ ، تو هیچ فکر نکردی که سرنا را از ته باد نمیکنند؟ آن خدای خرفت قبلی تان به تو نر خر نگفته بود از هر جانور یه جفت نر و ماده انتخاب میکنن که رفتی از خبرگان و جنتی و مجلس و سپاه و اینجور جاها جفتای همجنس گلچین کردی انداختی تو کشتی ؟ تازه تو پلات قصه من قرار بود جفتا جوون و سالم باشن که بتونن بعد از خوابیدن توفان فتنه مواضعشان را بلند نموده و تند تند تولید مثل کنن ، اونوقت تو هرچی متوفی ریقو و اچ. آی. وی پازتیو رو ریختی تو ناو نوح که چی؟ که برات امت برگزیده پس بندازن؟ اینا واسه انداختن سنده هم باید دخیل کفتربازای خراسان بشن و کلی نذر کنن تا اون لامصب بیوفته. خجالت نمیکشی تو!؟

حیف که تو این قوطی کبریت چارگوش سیاه وسط بر بیابون گرفتار شدم و اون دادستان ایکبیریت دفتر عرش رو پلمپ کرده و کارشناس پرونده همه لوازم شخصی و موبایل و کامپیوترم رو برای بررسی فرستاده بیت این یارو کودن خایه مال نوری چمدانی و آدرس ایران رو هم که الان سی ساله گم کردم وگرنه یه پیامک به یهوه میزدم که بیاد بلایی سرت نازل کنه که اون یکی دستت هم چلاق بشه ، مردک جلف جلنبر چاچولباز شیره ایی …»

متاسفانه از اینجای نامه به بعد به زبان عبری نوشته شده بود که بدینوسیله از برادران مشنگ صهیون دعوت میشود که بجای ور رفتن با بقایای هیکل سلیمان و چپاندن ادعیه کلثوم ننه توی سوراخهای دیوار ندبه که با تولید اطوار ناهنجار و اصوات نکره همراه است یه تک پا به محل کار پیام فضله نژاد تشریف ببرند و الباقی نامه را ترجمه کنند تا همگان بدانند که این لات غریب چه میکشد از اون یکی دست خداوند مکار.

* Jebr-email : نوعی جی میل که از پروکسی جبرائیل سند شده باشد ولی نیروی انتظامی قادر به آنتی پروکسی آن نباشد

Read Full Post »

قصه عشق لیلی خونریز و مجانین خبره

قصه عشق لیلی خونریز و مجانین خبره

سرانجام بیست و یک قرن بعد از سزارین حضرت مسیح که بخاطر لجبازی علمای اسلام و ندادن تجهیزات آزمایشگاهیشان به مریم خاتون متاسفانه در یک طویله کاملا غیر بهداشتی در فلسطین اشغالی و با هزار بدبختی بدنیا آمده بود بلاخره انتظار و دلواپسی عطاالله مهاجرانی و مسیح موسوی نژاد و مرغان هوا و انور سادات به سر رسید و انستیتوی کلونینگ و گورخرشناسی خبرگان رهبری همین پس پریروزا نتیجه کشت تستوسترون نایب امام زمان را طی گزارش مبسوطی همراه یک شاخه گل شب بو روی میز کار رفسنجانی گذاشت که در نتیجه گفتمان سبز بطرز زیرجلکی و زننده ایی پیروز شد و پدر استبداد درآمد و سر هر کوچه روشنفکری دینی چراغی ابدی روشن شد.

محسن محتلم شبتوبستری ، که ریاست کمیسیون تحقیق و فضولی پیرامون غدد هورمونی در شرمگاه رهبری را بر عهده دارد و کمرش زیر این بار سنگین دولا شده است سحر گاه روز شنبه ۸ اسفند ماه پس از برگزاری نماز جماعت به اتفاق تنی چند از همکاران همجنسدوست و خبره و خایه شناس که به علت حجم و دامنه وسیع تحقیقات از کار و زندگیشان زده بودند و شب را در منزل ایشان تا کله سحر روی گزارش فوکوس کرده و زیرش امضاء انداخته بودند عازم منزل رفسنجانی شده و گزارش را از روی میز وی برداشت و چکیده مشاهدات بیست ساله خود را علنی و بدون هیچ شرم و حیایی در دو نسخه منتشر و در اختیار علاقمندان بیضتین رهبری در داخل و خارج بیت معظم له قرار داد.
از محتویات گزارش ارائه شده به داخل بیت که صرفا جهت دلگرمی و ایجاد حس نشاط و تولید مثل گهی مانند مجتبی در خجسته خانوم تنظیم شده بود اطلاع چندانی در دست نیست و هرچند دکتر ضعیفه دستجردی قبلا در مورد تاثیرات لنفاوی گزارشات اینقدر علنی روی زنان شوهردار و محجبه و مروه شربینی در صحن مجلس هشدار داده بود و ضمن ایجاد الم شنگه آئین نامه ایی طی یک فقره تذکر ناموسی به ریاست مجلس گفته بود: مگه خودتون خار مادر ندارین ؟ باز هم کلیه سبزپوشان هیئت متوسلین حضرت زهرا گفتند خدا را شکر، از هیچی که بهتره.
مطابق گزارش تحریک کننده محسن شبتوبستری : ما خودمون از اولش میدونستیم تحقیق کار شیطونه ، اونم تحقیق از چیزای شخصی رهبری ، ولی حالا چون حاج اکبرو هی پادر میونی میکنه و شما هم تنبون ما رو در آوردین با این گفتمان سبز ، باشه سگ خور ، اینم یه خلاصه ایی از گزارش من و آقای فاکر که به جهت فاکر بودنشون کل مطلب یه حالت خاصی پیدا کرده : بسم الله الرحمن الرحیم ، اتل متل تتوله ، گاو علمالهدا چه جوره، (حالا مثلا گوساله امام جمعه مشهد بزرگ شده، چه اشکالی داره مگه؟) یه جیگر دارم شاه نداره ، یه عسل دارم تا نداره ، حکمتش شفاست ، شومبولش طلاست ، دست کی بالا ؟ ضمنا واسه اینکه چشمتون در بیاد ما رفتیم چک کردیم و دیدیم ماشالله در این بیست سال و اندی که همه چیز گند زدندی در هیچ قسمتی از بدن رهبرچلاقمان نه تنها کم و کاستی هیچ رقم مشاهده نشد بلکه وجدانا‎› هر مقدار زماناً و ناموسا‎› جلوتر رفتیم و دیگه حتی شورتشان رو هم به اتفاق آقای وحید و فاکر در آوردیم دیدیم موضع درخشان ایشان شاداب و شنگول (عینهو حسین درخشان) مثل روز اول شفاف و با صلابت اونجا راست ایستاده و بی اختیار یاد یه آیه شریفه و یه آکله ملیحه افتادیم که حقیقتا هلویی بود لا مصب ولی الان بخاطر رعایت حال خجسته خانوم از ذکر همه برجستگیهاش خودداری میکنیم.

اینی هم که میبینید آقا مرتب گوشزد و گردنزد میکنن که توبه کنید و به آغوش من برگردید دلیلش روشنه که ما نمیگیم و خودتون باید بگیرید مطلبو. وسلام – گزارش تمام.

حالا خوبتون شد؟

Read Full Post »

Older Posts »